وجه تسمیه مازندران
ریحانه محمودزاده
کد خبر:4957 تاریخ:12:34-07/11/1388

مازندران از کلمه ماز به معنی دژ می دانند در تاریخ آمده که مردم به فرمان مازیاربن قارن سردار معروف طبرستان برای جلوگیری از نفوذ اعراب در نقاط حساس این منطقه به دژ پرداختند و مازندران را به صورت (ماز +اندران )به معنی دژ در آن می شناختند.  پیش از ورود آریاییان به فلات ایران  و مازندارن مردم بومی این منطقه از راه شکار وگله داری امرار معاش می کردند.

مطالعات باستان شناسی در غارهای هوتو و کمربند بهشهر حضور انسان در مازندران را به حدود 9500 پیش از میلاد می رساند .آریای نژاد ان مهاجرت خود را از سرزمین های شمال شرقی مرزهای کنونی ایران در حدود هزاره سوم پیش از میلاد آغاز کردند ،بومیان در آمیختند یا بر آن فائق آمدند.

مازندران کنونی بخشی از سرزمین گسترده ای است که در متون تاریخی از آن با نام ((فرشوارگر))و((پتیسخوارگر ))یاد کردند .در زمان هخامنشیان در کتیبه بیستون نام پشتواریش ضبط شده است . طبری ها و مردها تیرهای ساکن این ناحیه همواره به عنوان بهترین تیراندازان ،کمان داران ،فلاخن اندازان ،شمشیر زنان و زوبین اندازان در جنگ های شاهان هخامنشی با دولت های دیگر معرفی می شوند.

طبرستان به علت وضعیت خاص اقلیمی از ایام باستان جایگاه و پایگاه اقوام خاندان های حاکم بود.نخستین کسی که در نوشته های مورخان به عنوان حاکم شهرستان طبرستان از او یاد شده اتوفرادات یا فرهاد پارتی است . طبرستان به علت نزدیکی با سرزمین و دولت پارت تا انقراض اشکانیان عملا زیر استیلای دولت اشکانی قرار داشت .در زمان دولت ساسانی نیز شاهنشاهی این ناحیه به فرمان یک شاه بود . چنانچه وقتی اردشیر بابکان به تخت نشست ،اداره این قسمت از ایران به دست ((گشنسف شاه ))یا ((جسنسف شاه ))بود.

به گزارش ابن اسفندیار مازندران در اصل موزاندرون به معنی ولایت درون کوه موز بوده است . مازندران را در گذشته طبرستان می گفتند و در زبان پهلویاین محل را تپورستان یعنی مکان قوم تپور  می نامیدند . ((تپوریها))(مانند دیلمی ها در گیلان ) از عهد ما قبل ورود آریای ها (ایرانیها) در کوههای شمال سمنان زندگی می کردند و قوم دیگری بنام ((آمردها))یا ((ماردیها)) در ناحیه آمل فعلی سکوننت داشتند و اصولا می پندارند که نام آمل هم از اسم آمرد آمده است.

در اواخر هزاره سوم ق.م .ایرانیها به سواحل جنوبی خزر وشمال کوههای البرز رسیدند.در این موقع کشمکش های میان آریایها و بومیان در گرفت که این جنگ و جدال را باید مبدا افسانه ها (دیوها) در حماسه های ملی ایرانی و مخصوصا شاهنامه دانست . به احتمال قوی این ((دیوها))دارای تمدنی برتر از تمدن ایرانهای کوچ نشین بودند و بعنوان برده مامور آموختن فنون تمدن و خط و زبان به آریایی ها شدند و این همان مطالبی است که ما در افسانه های مربوط به دیوها می یابیم .هم چنین شاید بتوان رفتن کاوس به مازندران و هفت خوان رستم در شاهنامه را به عنوان یکی از صحنه های مبارزات با بومیان و گذر از هفت تنگه کوهستانی البرز تعبیر کرد.

هنگام حمله ی اعراب به ایران سران و اهالی مازندران با استفاده از موانع کوهستانی وجنگلهای نفوذ ناپذیر خود سالیان دراز در برابر تازیان ودین اسلام مقاومت کردند. فرمانروایان آن سامان که ((اسپهبد ))نام داشتند با تمام قوا از خود دفاع کردند و اگرچه در نقاطی باج سالیانه به تازیان می پرداختند و قطعاتی از خاکشان بدست اعراب افتاد اما در تنگه های کوهستانی استوار گردیدند و نافرمانی مردم مازندرران تا 250هجری /864 میلادی ادامه داشت و در همین طبرستان بود که تا چند قرن بعد هم چه عمال خلفا و چه پادشاهان و امرای محلی سکه های خود را به زبان وخط پهلوی می زدند و بر فرازبرج (لاجیم )هنوز می توان کتیبه ای به خط پهلوی بتاریخ 413/1022یعنی 370سال پیش از فتح اعراب یافت.

در کتاب حدود العالم که تاریخ تالیفش 372 هجری /982میلادی می باشد آمده است که طبرستان ناحیه است (بزرگ و حدش از چالوست تا حد تمشیه و این ناحیه است آبادان وبا نعمت و بسیار خواسته و بازرگان بسیار و طعامشان بیشترین نان، برنج است و ماهی ،بام خانه شان سفال سرخست از بسیاری باران که آنجا آید به تابستان وزمستان )که سندی گرانبها در باره قدمت کشت برنج و پوشش سفالین در آن سرزمین . ادامه دارد ................ریحانه محمودزاده

  نظرات بینندگان
  • دهتر خله خله قشنگ بنوشتی . ته خنا بدون. شه جان سر خیر بخری. الان بفهمسمه چی وسه امه استان ره مازرون بتنه.هلا ویشتر بنویس. خدا ته ره قوت هده
  •   نظرات بینندگان
    نام:

    پست الکترونیک:
    نظر:

     

    پر کردن فرم براي دريافت نظرات الزامي است
     

       

    ايستگاها - آگهي رايگان
    klip izle ezel dizisi izle sohbet sohbet odaları chat siteleri